فونت زيبا سازفونت زيبا سازفونت زيبا سازفونت زيبا سازفونت زيبا سازفونت زيبا سازفونت زيبا ساز

لطفا از تمام مطالب مربوط به روستای حور دیدن فرمایید.
http://www.hur.blogfa.com

جالب و خواندنی

روزی موری یک دانه بر پشت داشت و با 


غرورراه می رفت.


ناگهان نسیمی آمد و دانه از روی دوش مور


افتاد.مور دانه را با زحمت دوباره بر پشت خود


گذاشت و با خدای خود گفت:


گاهی وقت ها فراموش می کنم که هستی!


ای کاش که همیشه نسیم


بوزد!.



تاريخ : چهارشنبه بیست و دوم شهریور ۱۳۹۱ | 17:13 | نویسنده : هور اوشاغی |
لطفا از دیگر مطالب مربوط به روستای حورنیز دیدن فرمایید
.: Weblog Themes By Slide Skin:.